تبليغاتX
داستانی عاشقانه از دل من بشنو
داستانی عاشقانه از دل من بشنو
کاغذ سفید
باز هم آمدم یاد تو لحظه ای مرا رها نمی کند من بدون یاد تو لحظه ای زنده نخواهم ماند.
 آمده ام که بگویم و بنویسم از دل تنگی و خستگی ام...
بنویسم از لحظه های خوش با تو بودن و آرزوی خیره شدن در چشمانت و سخن گفتن با تو...
قلم را روی کاغذ میگذارم تا ناگفته های قلبم را روی کاغذ آورم...
به یاد می آورم که چندیست دفتر عشق خویش را بسته ام ورق را سفید می گذارم.
تو خود می دانی کاغذ سفید در دل خود یک دنیا حرف دارد...
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 0:16 توسط پسرکه دیونه |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا