که بدون تو دگر زنده نمانم...
تو اگر از من و دل دور شوی بری و قله ای مغرور شوی
من همان عاشق دل خسته بمانم که بدون تو دگر زنده نمانم
تو اگر ماه شوی در پی ابری بروی یا که ابری شوی و در پی باران بروی
من همان عاشق دل خسته بمانم که بدون تو دگر زنده نمانم
تو اگر سنگ شوی در دل کوهی بروی یا که ماهی شوی و در پی دریا بروی
من همان عاشق دل خسته بمانم که بدون تو دگر زنده نمانم
تو اگر اشک شوی در پی چشمی بروی یا که سوزی شوی و در پی آهی بروی
من همان عاشق دل خسته بمانم که بدون تو دگر زنده نمانم
تو اگر لیلی شوی در پی مجنون بروی یا که شیرین شوی و در پی خسرو بروی
من همان عاشق دل خسته بمانم که بدون تو دگر زنده نمانم
من همان عاشق دل خسته بمانم که بدون تو دگر زنده نمانم
تو اگر ماه شوی در پی ابری بروی یا که ابری شوی و در پی باران بروی
من همان عاشق دل خسته بمانم که بدون تو دگر زنده نمانم
تو اگر سنگ شوی در دل کوهی بروی یا که ماهی شوی و در پی دریا بروی
من همان عاشق دل خسته بمانم که بدون تو دگر زنده نمانم
تو اگر اشک شوی در پی چشمی بروی یا که سوزی شوی و در پی آهی بروی
من همان عاشق دل خسته بمانم که بدون تو دگر زنده نمانم
تو اگر لیلی شوی در پی مجنون بروی یا که شیرین شوی و در پی خسرو بروی
من همان عاشق دل خسته بمانم که بدون تو دگر زنده نمانم
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 20:36 توسط پسرکه دیونه |

