طبیب عیار...
تپش قلب من از شادی توست
اشک من در غم تنهایی توست
کاش میشد که تو را شاد کنم
چشم من در پی شیدایی توست
من که هر لحظه بیادت بودم
قلب من در پی دلداری توست
من که از عشق شدم بیمارت
ای طبیب لحظه ی عیاری توست
+ نوشته شده در سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 16:13 توسط پسرکه دیونه |

