جز تو ...
قصه ی دل بستگی ام را برای همه گفته ام جز تو...
همه این تک ستاره کم نور شب های پرستاره را می شناسند جز تو...
مشق سکوتم و تنهایی ام را همه حس کرده اند جز تو...
اسیر بودنم در تنگ را همه می دانند جز تو...
حدیث دیوانگی ام را همه می دانند جز تو...
دربه دری در کوچه های دل تنگی را همه دیده اند جز تو....
راز چشمانم را همه فهمیده اند جز تو...
اما... من هیچکس را نمی خواهم جز تو...
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 0:54 توسط پسرکه دیونه |
