تبليغاتX
داستانی عاشقانه از دل من بشنو
داستانی عاشقانه از دل من بشنو
قایق کاغذی
 روزهاست سوار بر قایق کاغذی ام قدم بر دریایی بیکران  گذارده ام شاید بیابم ساحل آرامش خویش را...
روزهاست حدیث دل تنگی و تنهایی ام را بر روی امواج دریا می نویسم  شاید تو بخوانی حرفی را که در دل دارم و بر زبان نمی آورم...!!!
هر روز سوار بر موجی کوچک به شهر چشمانت سفر می کنم...همان چشمانی که مرا دل داده ساخته...
ای فانوس دریایی زندگیم قایق کوچکم را به ساحل آرامش  رسان...
 که من بجز تو و چشمانت هیچ نمی خواهم...
 
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 23:23 توسط پسرکه دیونه |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا