تو رفتی!!!
تو رفتی!!!
هیچ از خودت پرسیدی عاقبت این دل عاشق چه میشود؟؟؟
هیچ از خودت سوال کردی به کدامین گناه مرا تنها گذاشتی؟؟؟
کاش لحظه رفتن اندکی تامل می کردی و به گذشته می اندیشیدی.به گذشته ای نچندان دور.به روز اول اشنایی به قسم هایی که برای هم خوردیم و به قول هایی که به هم دادیم.
تو رفتی!!!
کاش هنگام رفتن تمام مهر و محبتی را که این دل ساده نسبت به تو کسب کرده بود با خود میبردی.کاش میدانستم صدای چه چه گنجشک ها روزی به پایان میرسد و من تنها می مانم.
تو رفتی!!!
چگونه دلت امد از دل ساده و قلب مهربانم بگذری.قلبی که به عشق تو می تپید و تو ان را تنها گذاشتی.بعد از تو نه بهار رنگ سبزی برایم دارد نه تابستان برایم معنایی.
تو رفتی!!!
آری تو رفتی و مرا در یخبندان بی کسی ها تنها گذاشتی.امیدوارم تنها بمانی نا بدانی با قلب عاشقم چه کردی.کاش تنها بمانی!!!
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 16:23 توسط پسرکه دیونه |

