تبليغاتX
داستانی عاشقانه از دل من بشنو
داستانی عاشقانه از دل من بشنو
برای تو!
آن زمان که دستش را گرفتم
چشم به آينده اي روشن داشتم ...
و زماني که دستم را رها کرد
گذشته اي تاريک را پشت سر رها کردم ...
مطمئن باش و برو ....
ضربه ات کاري بود.....
دل من سخت شکست
و چه زشت به من و سادگيم خنديدي
برو تا راحت تر تکه هاي دل خود را سرهم بند نهم.....
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 23:42 توسط پسرکه دیونه |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا